و سحر نزدیک است
و سحر نزدیک است
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 77 | نويسنده : | ( نظرات )

 

كوك كن ساعتِ خویش !

 اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

 دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

 كوك كن ساعتِ خویش !

 كه مـؤذّن، شبِ پیـش

دسته گل داده به آب

 و در آغوش سحر رفته به خواب

 كوك كن ساعتِ خویش !

 شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

 كه سحر برخیزد

 شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

 دیر برمی خیزند

 كوك كن ساعتِ خویش !

 كه سحرگاه كسی

 بقچه در زیر بغل،

 راهیِ حمّامی نیست

 كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این كوچه دگر

 خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

 كوك كن ساعتِ خویش !

 ماكیان ها همه مستِ خوابند

 شهر هم . . .

 خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

 كوك كن ساعتِ خویش !

 كه در این شهر، دگر مستی نیست

 كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد

 از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

 و در این شهر سحرخیزی نیست

 و سحر نزدیک است

الهم عجل لولیک الفرج

 



|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد